| نوع رويداد :
مصاحبه |
|
| تاريخ انتشارخبر: ۱۸/۴/۱۳۸۷ |
تعدادبازديد :
۴۳۱ |
در گفتگو با علی شادلو رکوددار شنای آبهای آزاد جهان عنوان شد
شنا در دریای خزر از عجایب هفتگانه جهان
به محض نشستن مصاحبه شروع شد و یک ساعت و نیم هم طول کشید؛ او خود را علی شادلو از هالی سربندان دماوند معرفی کرد و اینکه درس خود را در دماوند و مدرسه باهنر خوانده است.
وی گفت به شنا از کودکی علاقه مند بوده و اولین بار در شش سالگی عرض سد لتیان را به طور رفت و برگشت طی کرده است اینها را گفت تا ثابت کند در بحث شنا در آبهای آزاد از کودکی سابقه داشته است.
وی که دانشجوی مدیریت بحران پژوهشکده سوانح طبیعی کشور هست و کار امدادو نجات را انجام می دهد بیشترین وقتش را به شنا اختصاص داده البته به رشته های دیگری مثل اسکی نیز علاقه دارد.وی که سال گذشته عرض دریای خزر را به طول 600 کیلومتر از آستارا تا بلندر ترکمن در 36 روز پشت سر گذاشته در پاسخ به سوال ما در خصوص ویژگی های دریای خزر گفت : من در عمق 15 کیلومتری از ساحل در روی عمق 300 متری دریا به مدت 36 روز ، روزانه 10 ساعت به مسافت 20 کیلومتر شنا کردم.
این ورزشکار می گوید: در سال 2006 این کار بنده را رادیوهای خارجی به عنوان هفت کار عجیب دنیا اعلام کردند.
شادلو می افزاید: عده ای در آبهای آزاد اینگونه شنا می کنند که از صبح به شنا می پردازند و تا آنجایی که می توانند شنا می کنند و در پایان روز کار را متوقف کرده واز فردا ادامه می دهند.عده ای به صورت رودخانه ای شنا می کند.
برخی درآبهای قطبی شنا می کنند.برخی فاصله 43 کیلومتری مانش را شنا می کنند.این سبک شنا در آبهای آزاد را که ما ابداع کردیم و در دنیا چنین کاری انجام نشده است که حدود روزی 20 کیلومتر شنا می کردیم که البته این روش در کشورهای دیگر جهان مورد استقبال قرار گرفت.
وی در خصوص رکورد خود گفت: یک گروه مشخص از صیادان محلی و مربی شنا و نجات غریق و امدادگر بنده را در طول این چند روز همراهی می کردند.چند دکتر دریا شناسی هم به ما در این کار کمک کردند.کار خزر یک کار تمام علمی بود و چیزی حدود 2 سال از ما توان و کاربرد تا به ثمر برسد.
وی وقتی از سختی های شنا در آب خزر گفت: به وضوح می توانستیم مشکلات و سختی ها رادرچشمانش ببینیم.خزر یکی از وحشی ترین آبها را دارد .ارتفاع موج دریای خزر برخی زمانها به 6 متر می رسد حتی یکبار هم برای من اتفاق افتاد ساختار کف دریای خزر یک نواخت نیست جزء دریاهایی است که کشتی بیگانه وقتی می خواهد پهلو بگیرد باید یک ناخدای محلی کشتی را هدایت کند.
وی بازتاب کارش را در دنیا و ایران گسترده دانسته و گفت: بسیاری از خبرنگاران و نشریات به بازتاب این خبر پرداخته اند.
علی شادلو یکی از مشکلات خود را با این رشته ناباوری مسوولین دانسته و می گوید: گفتن اینکه می خواهم 600 کیلومتر شنا کنم با منطق زیاد جور در نمی آید شاید پذیرفتنی نبود که کسی بخواهد اینقدر را شنا کند چون کار اینقدر سخت است که اگر شما روزی ده ساعت در بیرون آب دستان خود را به صورت شنا حرکت بدهید خسته می شوید چه برسد به اینکه درون آب شنا کنید.جا انداختن این امر برای مسوولین خیلی سخت بود و هست.
وی مشکلات خود را نداشتن مربی آبهای آزاد دانست چون چنین رشته ای در جهان هنوز وجود ندارد و فدراسیون خاصی ندارد.تیم نداریم، اردو نداریم، جای مشخص نداریم مکان تمرین ندارم.لذا برای تمرین یا باید به شمال سفر کنیم یا به جنوب کشور تازه ما در یک فصل خاصی از سال می توانیم در آبهای آزاد شنا کنیم که این امر هم متضمن هزینه و اردوست.الان بیشتر تمرین خود را در دریاچه های پشت سدها انجام می دهیم.
البته دریاچه تار دماوند بهترین جا برای تمرین شنای آب آزاد است .به واسطه ارتفاع زیاد و خلوص زیاد آب بسیار جالب و خوب است کسی که در دریاچه تار 4 کیلومتر شنا کند در دریای آزاد 15 کیلومتر را راحت شنا می کند.
از او سوال کردیم سخت ترین زمان در شنای آزاد و در دریای خزر کجا بود که او گفت: خوشبختانه در کارهای استقامتی خستگی فیزیکی چندانی وجود نداردآنچه شما را خسته می کند مشکلات روحی است.من 36 روز هر طرف را که نگاه می کردم آب بود.36 روز تقلا می کردم بدون اینکه تغییری را احساس کنم .هزار فکر و خیال در این سختی به ذهن آدم رسوخ می کند من دراین سختی ها به خودم می گفتم که هر اتفاقی که رخ دهد من باید کارم را ادامه بدهم.مشکلات فراوان بود از طوفان و کمبودها در برخی جاها اصلا ساحل نداشتیم ولی با همان تفکر سختی ها را پشت سر گذاشتیم.خاطرات زیادی داریم اما یک روز در شهر نور رسیدیم که مسوول هیات شنای این شهر به استقبال ما آمد.پسر این آقا در راه امداد به چند شناگر در دریا غرق شده بود.آن روزی که ما به نور رسیدیم مصادف بود با عروسی دختر ایشان که این آقا ما را به عروسی بردند و ایشان گفت: شما باید به جای پسرم در این عروسی شرکت کنید و یا یک روز یک تیم گزارشی از صدا و سیما آمده بودند برای تهیه گزارش.آنقدر جو دریا نامساعد بود که اعضای آن تیم دوربین را گذاشتند و کنار رفتند و به من گفتند خود هر چه می خواهی جلوی دوربین بگو.
علی از برنامه روزانه خود در دریای خزر هم برای ما تعریف کرد و اینکه روزش را چگونه تقسیم کرده است.« قبل از صبحانه تا ساعت 10، چهار ساعت شنا می کردم.ساعت ده روی قایق صبحانه می خوردم از ساعت 10 تا 2 شنا می کردم ناهار می خوردیم و بعد شنا می کردم تا غروب که تا غروب 30 هزار کرال شنا می کردم.»
از او می پرسم افق این ورزش ابداعی را چگونه می بینی و فکر می کنی چه آینده ای در پیش داری که می گوید من ترجیح می دهم به این فکر نکنم معتقدم آن روزی که آن دونده یونانی 42 کیلومتر در بیایان دوید تا خیر پیروزی را به پادشاه کشورش برساند فکر نمی کرد روزی این کار او به عنوان یک رشته المپیک ثبت شود.امروز من هم کار خود را انجام م یدهم و آنهایی که باید بفهمند متوجه می شوند.
خیلی ها هم از بیرون آمدند و پیشنهادهایی دادند ولی به هیچ کدام از آنها جوابی ندادم و توجهی نکردم چون می خواهم هر تلاشی که می کنم به نام ایرانی ها ثبت شود و تمام اینها را هم مدیون لطف خدا می دانم چرا که آن روزی که می خواستم کار شنا در دریای خزر را شروع کنم چند سال تمرین کرده بودم تا این کار را به انجام برسانم.
روزی که می خواستم کار را شروع کنم وقتی 600 کیلومتر دریا جلوی من قرار داشت جرات نمی کردم وارد آب شوم یک دفعه توکل به خدا کردم و فهمیدم اگر بخواهم بگویم ( که خودم می خواهم) این کار عملی نیست بلکه لطف خدا بود که مرا وارد این عرصه کرد و موفقم کرد.نقش معنویت اینجا خیلی پر رنگ است.
من می گویم بیستون را عشق کند شهرتش فرهاد برد.بیستون را عشق به جلو برد البته فرهاد کلنگ می زد.
دوست دارم که بعد از خزر خلیج فارس را هم طی کنم و بعد از آن هم سعی دارم در آبهایی غیر از ایران سنا کنم.اگر برنامه سوم خودم را بعد از خلیج فارس بتوانم انجام بدهم و اگر در آمدی داشته باشد دوست دارم درآمد آن را به کودکان جهان هدیه کنم.شعار ما در برنامه خلیج هم شعار صلح طلبی و دوری کودکان از بیماری های فراگیر خواهد بود.
وی در پایان از تمام افرادی که در رکورد دریای خزر به او یاری رساندند به خصوص آقای میرفارسی از اساتید خودش تشکر کرد.
از مسوولین منطقه هم خواست که قدر این هم نعمت در دماوند را بدانند و برنامه درخور شان برای این شهر داشته باشند.
-
دماوند از لحاظ جغرافیایی وآب و هوا و موقعیت گردشگری واقعا بکر و منحصر به فرد است.دریاچه تار و دریاچه هویر به اعتقاد بنده یکی از بی نظیرترین سایت های گردشگری است که بدون استفاده افتاده است که می توان با سرمایه گذاری درست بهترین امکانات را برای آن منطقه و به منظور خدمات رسانی به مردم ایران و دیگر نقاط جهان و البته کسب درآمد برای مردم احیاکرد.
-
به عنوان مثال دریاچه هویر در زمستان می تواند بزرگترین پارک اسکی روی یخ یاپاتیناژ باشد درجهان دریاچه تار بهترین آب برای تمرین شنا در آبهای آزاد جهان است همین دریاچه می تواند برای قایقرانی بهترین مکان باشد.کوههای اطراف آن بهترین مکان برای کوهنوردی و اسکی و ورزشهایی مثل پاراگلایدار می باشد که متاسفانه از اینها استفاده خاصی نمی شود خداوند نعمتش را به مردم دماوند کامل کرده است اما آنها نمی توانند و نمی دانند که چگونه از آن استفاده کنند.
چه خوب است مسوولین برنامه جامعی در این زمینه داشته باشد و با مشارکت مردمی زمینه و بستر گردشگری را در این منطقه مهیا کنند.بنده این قول را می دهم به تناسب کاری که دارم مطمئن باشید خارجی ها اگر بدانند که این چنین فضاهایی در این منطقه هست پولهای هنگفتی صرف می کنند و نه تنها برای دیدن از این اماکن هیچ گونه ضربه ای به مقدسات و قوانین ما وارد نمی کنند بلکه برای بهره مندی بهتر حاضرند قواعد و خواسته های ما را مو به مو اجرا کنند و به ارزشهای ما احترام بگذارند.البته نباید فراموش کنیم که در کنار این همه مواهب الهی دماوند از پیشینه تاریخی بسیار بالایی برخوردار است که مکمل جذابیت های طبیعی آن است.
بازگشت
|